مغالطهی جهل خودسرانه چیست؟
«جهل خودسرانه» بیشتر یک تاکتیک انحرافی است تا یک مغالطهی منطقی. جهل خودسرانه پاسخی رایج در برابر یک استدلال عقلانی است. این مغالطه یا تاکتیک بحث هنگامی رخ میدهد که فرد به سادگی از مشارکت در گفتگوی منطقی یا تفکر نقادانه امتناع میکند و باور و عقیدهی خود دربارهی موضوع مربوطه را یک پاسخ مطلق و نهایی قلمداد میکند. این وضع ممکن است در مباحث علمی، سیاسی یا دینی رخ بدهد.
مثال ۱:
شخص الف: به نظر میآید در کتاب عهد جدید دربارهی شأن و نقش زنان تناقضاتی وجود دارد.
شخص ب: هر چه در انجیل آمده درست است (پایان مکالمه).
مثال 2:
شخص الف: نظر میآید که در نظریهی نسبیت انیشتین تناقضاتی وجود دارد.
شخص ب: انیشتین نابغه بود. هر چه او گفته غیرقابلمناقشه است. ختم کلام!

مثال 3:
شخص الف: من بعد از خواندن کتاب «جمهوری» افلاطون به این باور رسیدم که افلاطون از تمامیتخواهی دفاع کرده است.
شخص ب: تو دربارهی آنچه میگویی ایدهای نداری و من دربارهی آثار افلاطون با تو بحث نمیکنم.
جهل خودسرانه یک نگرش غیرانعطافپذیر، غیرانتقادی و غیرمحققانه است که از شنیدن سخن طرف دیگر استدلال امتناع میورزد. پیشنیاز بنیادین تفکر نقادانه بررسی دقیق و صبورانهی شقوق مختلف یک بحث است. تفکر انتقادی مستلزم تأمل و تحلیل نظرگاههای مختلف است. البته این بههیچوجه بدان معنا نیست که همهی مواضع درستند، بلکه صرفا به این معناست که فرد باید از جهل خودخواسته خودداری کند و همهی استدلالها را بهدقت تجزیهوتحلیل کند.
ترجمه از
Van Vleet, jackob. E, 2021, Informal Logical Fallacies: A Brief Guide, HamiltonBooks, p. 45.
کلمات کلیدی:
مغالطه، تفکر انتقادی، مغالطهی جهل خودسرانه، مغالطهی غیرصوری